مهمونی
تلخند
جوک،عکس
درباره وبلاگ


سلام من تو این وبلاگ جوک و ترول و..... میزارم امیدوارم خوشتون بیاد و نظرتون رو درباره پست ها بگین:)
نويسندگان
شنبه 28 تير 1393برچسب:خاطرات خنده دار,فک و فامیله داریم؟!,طنز,جوک, :: 14:13 :: نويسنده : αℓι_вσу

ما تازه رسیده بودیم خونه داییم همه نشسته بودن

آقا یکی از پسردایی هام نشسته بود اون یکی ایستاده بود پشت اون یکمی هم خم شده بود

چشمتون روز بد نبینه این پسر داییم که نشسته بود بلند شد با کله رفت تو چونه این یکی

وقتی شام رو خوردیم تموم شد منم بلند شدم برا کار کردن لامصبا یه سینی بزرگ دادن دستم که تقریبا 8کیلو وزنش بود

منم کج و کوله اینو تا دم در آشپز خونه رسوندم یهو همه ظرفا سر خوردن ریختن تو دیگ غذاخدا نصیب دشمنم نکنه پشتمم 4/5تا دختر نشسته بودن تا این صحنه رو دیدن شروع کردن به گاز زدن در و دیوار

ساعت 11اینا بود که ما نشسته بودیم تو حیات خونه

دیدم پسر داییم(4سالشه)دستش یه سیب هست و با سرعت نور داره میاد طرفم

یه چیزایی هم میگفت که من نفهمیدم

اومد نشست بغلم و گفت:من یه سیب کندیدم

منم اومدم ریش سفیدی کنم گفتم:کندیدم غلطه

باید بگی کندیدمندی

این جماعت هم که فقط میان پیش من واسه خنده....

آقا نوبت رسیده بود به زنگ زدن....

قرار گذاشتیم من در بزنم باهم فرار کنیم

من در رو زدم داشتیم فرار میکردیم که صاحب خونه با موتور افتاد دنبالمونــــــــــ

این از خدا بی خبرها پیچیدن تو خونه داییم من گمشون کردم

خلاصه بعد از کلی بدو بدو دنبال کردن منو گرفت

اون کـــــــــــــف گــــــــــرگـــــــــــی که بهم زد هیچوقت یادم نمیره

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

میگم برا هم دردی باهام نظر بدین دیگه


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نظرات (0)
پيوندها



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 8
بازدید دیروز : 4
بازدید هفته : 21
بازدید ماه : 16
بازدید کل : 22622
تعداد مطالب : 141
تعداد نظرات : 39
تعداد آنلاین : 1

کد تغییر شکل عکس ها

Untitled-1