تلخند جوک،عکس آرشيو وبلاگ نويسندگان امروز صبح از آپارتمانم اومدم بیرون و کفشم می پوشیدم که زن همسایه از اسانسور پیاده شد و زنگ واحدشو زد ، یه بچه 3,4 ساله داره که اومد درو باز کنه که گفت کیه ؟ نصفی از کودکیم رو میخاستم رو سقف خونه راه برم ولی نشد سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده ما تو خونمون یه درخت گلابی داریم. این همسایه ما هم آدم مذهبی و خشکی بود. هر وقت گلابی های این درخته میافتاد خونشون برمیداشت مینداخت اینطرف دیوار. سر کلاس یه سری از بچه ها کیف یکیو خالی کردن,طرف تا فهمید سریع وسط درس دادن معلم گفت:آقا کیف مارو خالی کردن!!!معلمه هم جدی اومد طرفش گفت:کیفت کو؟ یبار دبیر زبان فارسیمون داشت درس میداد، ما هم یه ریز با هم حرف میزدیم! بنده خدا برگشت گفت: هر کی میخواد حرف بزنه، بره بیرون حرفاش تموم شد بیاد!!! از یاور پرسیدم پرینتر دارین؟میگه:نه نداریم.مارک خودکاره؟ کیا تو بچگیاشون روی میلگردایه کنار خیابون راه میرفتن بعد پاشون میرفت لای میلگردا اشکشون درمیومد ولی باز آدم نمیشدن مدیونید اگه فک کنید خودم بودم بعضیا هستن از سوسک میترسن اونوقت از قیافه بدون آرایش خودشون نمیترسن ! امروز صب مامانم به بابام گفت: سلام عزیزم من واسه ناهار ميخام سالاد الویه درست کنم همه چیز شو داریم فقط شما دم راه یکم سیب زمینی و تخم مرغ و سس مایونز و کالباس و نخود فرنگی و مرغ وخيارشور بگیر را پيوندها
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان تلخند و آدرس talkhand.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
|
|||||||||||||||||
![]() |