تلخند جوک،عکس آرشيو وبلاگ نويسندگان سه شنبه 24 تير 1393برچسب:جوک جدید"پ ن پ"جوک پ ن پ"پ ن پ های جدید, :: 11:27 :: نويسنده : αℓι_вσу
دیروز رفتم نون بربری گرفتم اومدم خونه بابام گفت نون بربریه؟ سه شنبه 24 تير 1393برچسب:جوک جدید"پ ن پ"جوک پ ن پ"پ ن پ های جدید, :: 11:27 :: نويسنده : αℓι_вσу
رفتم ساندویچی..نوشابه آورده ..میگه نی بذارم؟؟ دو شنبه 23 تير 1393برچسب:جوک جدید"طنز"اس ام اس"جوک", :: 20:37 :: نويسنده : αℓι_вσу
آقای مجری : اگه یکی دستشو آورد جلو یعنی ؟ آقا امروز داشتم از اتاقم میرفتم بیرون یهو پام رفت رو توپ خوردم زمین عصبانی شدم شوتش کردم خورد تو صورت آبجیم اونم عصبانی خواست بیاد باهام دعوا کنه پاش گیر کرد به توپ دستشو انداخت رو تاقچه تا نیفته زد گلدون رو هم انداخت رو گوشی مامانم که رو زمین بود جفتشون نابود شدن دو شنبه 23 تير 1393برچسب:فک و فامیله دارم؟!, :: 12:22 :: نويسنده : αℓι_вσу
تو جاده شمال تو این سرازیری های پیچ در پیچ، دو شنبه 23 تير 1393برچسب:فک و فامیله دارم؟!, :: 12:22 :: نويسنده : αℓι_вσу
عید مبعث تولدم بود، بابام اومده میگه تولدت مبارک... هدیه ای برات نگرفتیم ولی تو خیابونا شیرینی میدن برو بخور! يه روز شيشه رفته بود توي دستم هي بالا و پايين ميپريدم به دوستم گفتم بيادرش بيار گفت شيشه رو گفتم پ ن پ بيا شکل منو در بيار با هم شاد شيم رفتم سر قبر بابابزرگم رفتیم غار علی صدربه رفیقم خفاش نشون دادم میگه وای خفاشه !میگم پ ن پ بتمنه اجاره خونه گرونه فعلا این جا سکونت داره. به دوستم میگم این پلنگه؟میگه پ ن پ شیره خالکوبی کرده جلب توجه کنه!!!! رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه ؟؟؟ از خونه زنگ زدم فست فود غذا بيارن طرف ميگه بفرستم واستون؟؟ یکی از لذت های بچگیم این بود که دستمو تا آرنج بکنم توی کیسه برنج نصفی از کودکیم رو میخاستم رو سقف خونه راه برم ولی نشد امروز صبح از آپارتمانم اومدم بیرون و کفشم می پوشیدم که زن همسایه از اسانسور پیاده شد و زنگ واحدشو زد ، یه بچه 3,4 ساله داره که اومد درو باز کنه که گفت کیه ؟ سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده ما تو خونمون یه درخت گلابی داریم. این همسایه ما هم آدم مذهبی و خشکی بود. هر وقت گلابی های این درخته میافتاد خونشون برمیداشت مینداخت اینطرف دیوار. سر کلاس یه سری از بچه ها کیف یکیو خالی کردن,طرف تا فهمید سریع وسط درس دادن معلم گفت:آقا کیف مارو خالی کردن!!!معلمه هم جدی اومد طرفش گفت:کیفت کو؟ یبار دبیر زبان فارسیمون داشت درس میداد، ما هم یه ریز با هم حرف میزدیم! بنده خدا برگشت گفت: هر کی میخواد حرف بزنه، بره بیرون حرفاش تموم شد بیاد!!! از یاور پرسیدم پرینتر دارین؟میگه:نه نداریم.مارک خودکاره؟ کیا تو بچگیاشون روی میلگردایه کنار خیابون راه میرفتن بعد پاشون میرفت لای میلگردا اشکشون درمیومد ولی باز آدم نمیشدن مدیونید اگه فک کنید خودم بودم بعضیا هستن از سوسک میترسن اونوقت از قیافه بدون آرایش خودشون نمیترسن ! امروز صب مامانم به بابام گفت: سلام عزیزم من واسه ناهار ميخام سالاد الویه درست کنم همه چیز شو داریم فقط شما دم راه یکم سیب زمینی و تخم مرغ و سس مایونز و کالباس و نخود فرنگی و مرغ وخيارشور بگیر را چند وقت پیش سوتی دادم در حد گل های المان. پيوندها
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان تلخند و آدرس talkhand.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
|
|||||||||||||||||
![]() |